مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: محمد علی عقابیان, نادر ریاحی عالم, حسین قناعتی
کلیدواژه ها : مالتيپل اسكروزيس - زمان آسايش MR
: 6709
: 150
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف: تأثير پارامترهاي مختلف بافتي ( T 1 ، T 2 و دانسيته پروتوني)در ايجاد كنتراست تصاوير متداول MRI ( Magnetic Resonance Imaging ) ، گاهي اوقات باعث نامرئي و غيرقابل تشخيص شدن بعضي از ضايعات به خصوص ضايعات كوچك در ماده سفيد ظاهراً طبيعي بيماران مبتلا به مالتيپل اسكلروزيس ( MS ) ميگردد. با توجه به اينكه هر يك از بافتهاي مختلف مغز داراي T 1 و T 2 خاص خود ميباشند و در اثر ضايعات متفاوت اين مقادير تغيير ميكنند، احتمالاً ميتوان به وسيله ايجاد تصاوير خاص MRI با كنتراستي بر اساس هر يك از زمانهاي آسايش T 1 و T 2 به تنهائي و سپس اندازهگيري زمانهاي آسايش، اين تغييرات (ضايعات) را تشخيص داد. لذا به منظور تعيين رابطه ابتلا به مالتيپل اسكلروزيس با زمان آسايش MR بافت مغزي اين تحقيق انجام گرفت.

مواد و روشها: تحقيق با طراحي موردي - شاهدي روي 15 بيمار مبتلا به MS و 15 نفر گروه شاهد آنها انجام گرفت. تصويربرداري با MRI مركز تصويربرداري امام خميني (مدل Picker با قدرت 5/1 تسلا) انجام گرفت. با بهينهسازي زمانهاي بين پالسي جهت رسيدن به حداقل خطا از دو توالي اسپين اكو براي ايجاد تصوير Map T 2 و يك جفت توالي اينورژن ريكاوري/ اسپين اكو براي ايجاد تصوير Map T 1 استفاده گرديد. سپس با اندازهگيري مقادير T 1 و T 2 بافتهاي مختلف مغز از روي اين تصاوير، زمانهاي آسايش اين بافتها در دو گروه مقايسه شد.

يافتهها: نه تنها زمانهاي آسايـش T 1 و T 2 در پلاكهاي كـل مـغز به طـور قابل ملاحظهاي افـزايش مييابد ( P<0.0077 )، بلكه اين مقادير به خصوص T 2 در بافتهاي سفيد ظاهراً طبيعي به طور معنيداري افزايش نشان ميدهد ( T 1 بين 99/2 و 23/10 درصد با P<0.01 و T 2 بين 06/5 و 21/16 درصد با P<0.037 ) در عوض در بافتهاي خاكسـتري ظاهراً طـبيعي، زمان آسايش T 2 كاهـش مـعنيداري مـييابد (بين 07/2 و 07/5 درصد با ( P<0.038 ).

نتيجهگيري: ميتوان از ميزان افزايش T 1 و T 2 بافت سفيد ظاهراً طبيعي و كاهش T 2 بافت خاكستري ظاهراً طبيعي به عنوان الگوي تشخيصي براي بيماران MS استفاده نمود.

نویسندگان: m Djalali, AR Dorosty, SAR Ebadi, SB Hashemi, نادر ریاحی عالم, سعید سرکار, محمدرضا آی, محمود اله وردی
کلیدواژه ها :
: 12249
: 0
: 0
ایندکس شده در :
نویسندگان: نادر ریاحی عالم, محمدعلی عقابیان و همکاران
کلیدواژه ها : استراحت سنجي - پوكي استخوان - تراكم مواد معدني استخوان - تصويربرداري از طريق تشديد مغناطيسي
: 3352
: 23
: 0
ایندکس شده در :

مقدمه و هدف: در تكنيكDEXA(Dual Energy X-ray Absorptiometry) بعنوان بهترين روش اندازه گيري تراکم استخوان فقط ميزان مواد معدني استخوان اندازه گيري شده و تصويري مستقيم از عضو مورد نظر حاصل نميگردد ، اين امر بعضاً باعث خطا در اندازه گيري شده, به طوري كه در شكستگي مهره هاي كمري كه به همراه كاهش ارتفاع مهره مي باشد، افزايش BMD(Bone Mineral Density) در تكنيك DEXA ديده ميشود. تعيين پروتکل بهينه در روش MRI Relaxometry كه علاوه بر قابليت تصويرگيري، پارامترهاي 2(=1/T2)R نرخ استراحت عرضي واقعي و 2*(=1/T2*)R نرخ استراحت عرضي مؤثر ناشي از غير يكنواختي ميدانهاي داخلي محيط شيميايي به اضافه غير يكنواختي ميدانهاي خارجي و 2'(=R2*-R2=γ ΔB=1/T2)R نرخ استراحت عرضي حاصل از غير يكنواختي ميدان مغناطيسي خارجي، که نشان دهنده کيفيت و کميت استخوان هستند، اندازه گيري ميكند. همچنين تعيين ضريب همبستگي مقادير 2*R و 2'R و2 R با مقدار BMD در تکنيک DEXA.

روش كار : براي اندازه گيري 2*R و 2R از پروتکلهاي GE و SE در MRI با شدت 1.5T با کويل بدن (Body Coil) و براي كاليبراسيون از فانتوم يكنواخت(T2=200msec) و براي اندازه گيري BMD در 21 داوطلب (7 نرمال ،7 استئوپنيا و7 استئوپروز) از دستگاه  Lunar-DEXA(DPX-MD) استفاده شد. همبستگي 22*R و 2'R با BMD در گردن استخوان ران بررسي گرديد.

نتايج : اين مطالعه نشان مي دهد كه براي اندازه گيري 2*R جهت تعيين چگالي استخوان ، پروتكل گراديان اكو باTE هاي 13.42،  18و  msec 26.8 و TR = 800 msec و براي اندازه گيري  R2 از پروتكل اسپين اكوي TE 14 PRISE با TEهاي 36، 54، 63 و 72   msecو TR = 800 msec، كمترين خطا را (CVR2=6% و (CVR2*=3% ايجاد ميكنند. ضريب همبستگي بين BMD و مقادير 2*R و 2'R و2 R بترتيب برابر 0.62(p<0.003) و0.62(p<0.003) و0.03(p>0.8) بدست آمد كه با مطالعات انجام شده مطابقت دارد.

نتيجه نهائي : MRI Relaxometry  بخاطر توانايي جداسازي عناصر و بافتها با پذيرفتاري مغناطيسي متفاوت مثل بافت اسفنجي استخوان بعنوان يك روش مقايسه اي با DEXA  معرفي شده است. بطور مشخص مي توان تأثير پذيرفتاري استخوان و مغز استخوان بر پارامترهايT2* و T2' استخوان ترابكولار بكار برد. در اين راستا افزايش2*(=1/T2*)R'و R2' با افزايش BMD  داراي همبستگي قابل ملاحظه مي باشد